|
انتظار 6..من(ما) امدنش را لحظه لحظه به شماره نشسته ام...چون دوستش دارم... چرا ما او را دوست داریم؟ او چگونه انسانی است که چنین دوست داشتنی است؟ او چه کمالاتی را دارد که دل از انانی که اورا شناخته اند می رباید؟ چرا دیدار او همنشینی با او شنیدن سخنش که همه بعد از ظهور پیش خواهد امد به این اندازه شوق انگیز است؟ ان کسی که ظهور خواهد کرد امام شیعیان و محبوب دل پیامبر است.دریای رحمت و لطف است...مظهر و ایت رحمانیت و رحیمیت خداست...رضایتش رضای خدا و غضبش غضب خداست...او برای انسانها از همه دلسوزتر و نسبت به بشریت از همه مهربانتر است...او حجت خدا بنده ی برگزیده ی اوست...هم نشینی و هم صحبتی با او دلنشین و دل انگیز و دیدارش جلای روح و صفای دل است... با ظهورش انسانها از دیدار و هم صحبتی رو در رو با او دیگر محروم نخواهند بود هرچند او در زمان غیبتش نیز از دل مومنان واقعی غایب نیست.
با ظهور او چه رخ خواهد داد؟ ایا این رخداد ها سرنوشت خوبی برای ما رقم خواهد زد؟ ایا فقط شیعیان در این رخداد فرخنده سهیم خواهند بود؟ اگر ظهور او فرج و گشایش برای همه ی بشریت است چگونه این فرج و گشایش عملی خواهد شد؟ با ظهور حضرت مهدی (ع) گشایش کلی در امور ایجاد و زمین از عدل و قسط پر خواهد شد...امراض و ناراحتی از بین می رود...حق و عدالت و عبادت جهانگیر خواهد شد...گرفتاری و پریشانی از روی زمین رخت برخواهد بست...بشر در مسیر هدایت قرار خواهد گرفت...قلبهای مومنان به هم نزدیک و مشکلات و گرفتاری های مالی برطرف خواهد شد...و این ویژه ی مسلمانان و یا سرزمین انان نیست همه ی جهان و بشریت ازین نعمات و برکات بهره مند می گردند.
بر اساس اعتقاد شیعه ظهور امام زمان (ع) چقدر نزدیک است؟؟؟ ایا وقت قبلی برای ظهور ایشان تعیین گردیده است؟ ایا وقدمات و نشانه هایی برای ظهور تعیین گردیده است؟ اگر برخی از نشانه های ظهور که هنوز پیش نیامده است ایا باز هم ظهور نزدیک است؟ کدامیک از علایم ظهور حتمی است؟ از روایات اهل بیت (ع) این گونه استنباط می شود که شیعه همیشه باید منتظر ظهور امام زمان باشد و ظهور وی را نزدام زمان یک بداند. عامل اصلی ایجاد این باور این نکته است که وقت قطعی برای ظهور تعیین نشده است.حتی ممکن است بر اساس حکمت هایی زمان ان به زودی مقدر شود یا به تاخیر افتد. یعنی این امید وجود دارد که هر لحظه در امر فرج امام زمان تعجیل گردد.خود امر ظهور وعده ی الهیست و شکی در رخداد ان نیست...ولی بقیه ی نشانه ها وعلامت های ظهور قابل تغییر است. بر اساس روایات موجود ظهور امام زمان ناگهانی رخ خواهد داد و همین اعتقاد به ناگهانی بودن ظهور حالت اشتیاق و انتظار را در فرد منتظر تقویت می کند. ظهور ناگهانی در مورد پیامبران گذشته نیز اتفاق افتاده و بسیاری از انبیای الهی بصورت ناگهانی مبعوث شده اند و فرج و گشایش حاصل از بعثت انان برای مردم روزگارشان ناگهانی بوده ولو اینکه قبلا وعده به انان داده شده بود.
چه چیز باعث می شود که ما امدنش را حتمی و یقینی بدانیم؟ کدام ایات وعده ی امدن اورا میدهند؟ ایا روایات و احادیث نیز چنین بشارتی به ما می دهند؟ ایا ایمان به امدن او فقط مختص شیعه است؟ کدامیک از ادیان الهی وعده ی ظهورش را داده اند؟ ایا مکاتب بشری نیز منتظر امدنش هستند؟ مقدمه ی یقین به ظهور امام زمان (عج) یقین به وعده های کتاب و سنت است.هر قدر ایمان به وعده های قران در فرد محکمتر باشد یقین به ظهور بیشتر خواهد شد.در روایات نیز مکررا از حتمی بودن ظهور امام زمان (عج) سخن به میان امده و وعده ی ظهور ایشان به طور متواتر در کلام معصومین (ع) ذکر شده است.نه تنها شیعه بلکه همه ی اهل سنت و بقیه ی ادیان الهی نیز به ظهور منجی معتقدند...مسیحیت یهودیت و حتی ادیانی مثل ایین زرتشت نیز ظهور منجی مصلح و عدالت گستری را بشارت داده اند.در روایات اهل سنت مشخصات دقیقی از منجی به میان امده و حتی اصل و نسب او نیز مشخص شده است.مکاتب بشری نیز وعده هایی برای اینده ی بشر داده اند و مدینه ی فاضله ای برای بشر ترسیم کرده اند.در کل مهدویت جزء جدا ناشدنی اعتقادات بشر است.
انتظار چه جایگاهی در فرهنگ شیعه دارد؟
ایا انتظار بدون رعایت لوازم اعتقاد به فرج و ظهور امام زمان (ع) و مقدمات ان در اصلاح جامعه موثر است؟ چه عواملی سبب میشود که اعتقاد و انتظار ظهور امام زمان(ع) در ما تحول و دگرگونی ایجاد کند؟ سفارش های متععد و موکدی در مورد انتظار قیام کننده ی ال محمد(ص) در روایات و احادیث ذکر شده است. این انتظار جزو ضروریات ایمان شمرده شده و واجب گردیده است و انتظار ظهور امام زمان(عج) شرط قبولی طاعات و عبادات دانسته شده است.با این همه تاکید بر جایگاه انتظار مشخص است که انتظار به مقدمات متعددی نیازمند است.یعنی انسان تنها به اعتقاد به انتظار بدون توجه به تمهیدات لازم ان نمی تواند متحول شده و اماده ی پذبرش مقدم امامش باشد. او باید قبل از ظهور امام را شناخته به او محبت بورزد و خود را به اوصاف منجی اراسته کند. عمده ترین تمهیدات برای ایجاد.تداوم و تقویت حالت انتظار عبارتست از: یقین به وقوع ظهور نزدیک دانستن وقوع ان دوست داشتن ظهور امام دوست داشتن خود امام عصر(عج)
اترانا نحف بک و انت تام الملا و قد ملئت الارض عدلا
می بینی ان روز را؟ان روز را که به سان کعبه ی ارزوها ما به گرد تو حلقه زده باشیم و تو رهبر و فرمانروای عالم عدل بر سراسر گیتی گسترانیده باشی؟ امام و حجت ما حجت بن الحسن عسگری هنوز در پس غیبت است و به حکمت هایی امر ظهورش از جانب خدا مقدر نشده است. در این دوران به شیعیان و محبانش سفارش شده است که منتظر امدنش باشندو بر اهمیت والای این انتظار پای فشرده اند. امری چنین مهم شیعه را بر انگیزد و سراسر وجود او را سرشار از اشتیاق و پرسش می کند. پرسشهایی که پاسخ هایشان را باید در لابلای کلام معصومین علیهم السلام جست.پاسخ هایی که در این دوران برای شیعه بس راه گشاست.
گرفتاری های امام عصر(عج) اخ! دست پسرم دید خراش وای! پای پسرم خورد به سنگ خیلی ها تصور درستی از گرفتاری ها و غصه های امام زمان(ع) ندارند.انها با خودشان می گویند امام زمان که گرفتاری ندارد تا برای رفع مشکلات او دعا کنیم.انها می گویند ایشان که نیازی به مردم ندارد تا بی توجهی مردم به او مایه ی غربتش شود. انها می گویند امام زمان اداب درست زندگی کردن درست غذا خوردن و درست خوابیدن را هم می داند.پس مریض هم نمی شود.البته این تصورات ناقص و نادرست است. امام زمان (ع) گرفتاری های فراوانی دارند که ایشان را گاه تا مرز اضطرار پیش می برد.اضطرار به معنی چاره نداشتن است و مضطر به کسی می گویند که چاره ای برای او باقی نمانده است!یکی از القاب امام عصر نیز که که در کلام خدا ذکر گردیده است لقب"المضطر" است. در روایتی می خوانیم زمانی غصه و گرفتاری ان حضرت به حدی می رسد که ایشان به حال اضطرار می افتد.ایشان در ان حال به مسجد الحرام می رود و پشت مقام ابراهیم به نماز می ایستد و این ایه را می خواند"امن یجیب المضطراذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الارض" یعنی "غیر از خدا کیست که چون بیچاره ای اورا بخواند پاسخ بدهد و گرفتاری اش را برطرف سازد شما را حاکمان زمین گرداند؟" در ان زمان خداوند به اضطرار امام عصر(ع) رحم می اورد و با صدور اذن قیام یاری های اسمانی خویش را به سوی او نازل می کند(بحار الانوار|جلد۵۱|صفحه ۴۸)
اقا بیا تا زندگی معنا بگیرد شاید دعای مادرت زهرا بگیرد اقا بیا تا با ظهور چشمهایت این چشم های ما کمی تقوا بگیرد پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت تا قبل از انکه کار ما بالا بگیرد اقا خلاصه یک نفر باید بیاید تا انتقام دست زهرا را بگیرد من گریه میریزم به پای جاده ات تا ایینه کاری کرده باشم مقدمت را اول ضمیر غایب مفرد کجایی؟ ای پاسخ ادینه های پر معما حتمی بی چون و چرا برگرد شاید راحت شویم از دست اما و اگرها اقا نماز جمعه ی این هفته با تو پای برهنه امدم تا کوفه با ماه اقا بیا تا زندگی معنا بگیرد شاید دعای مادرت زهرا بگیرد پایان شب های بلند انتظاری ایا برای امدن میلی نداری؟ من نذر کردم خاک پایت را ببوسم ایا سر این بنده منت می گذاری؟ من دل ندادم تا که روزی پس بگیرم میخواستم پیشم بماند یادگاری
دوست دارم سری به inbox دلم بزنم و از میان یک دنیا sms های بزرگ و کوچک smsهای تورا جدا کنم و بخوانم تا دلم گرم و قلبم روشن شود که مرا از یاد نبری بعضی وقتها هم sms هایی میخوانم که مرا به یاد تو می اندازد دوست دارم انها را برایت send کنم تا بگویم من هم اگر نه همیشه اما به یادت هستم. draft قلبم پر است از حرف های ریز و درشتی که دوست دارم به تو بگویم و می دانم که همه ی smsهایم را می خوانی و می دانی. دلم برایت تنگ شده... کاش همیشه دلتنگ تو باشم! این sms را هزار بار برایت خواهم فرستاد. باید انرا در قلبم save کنم. باید سری به دلم بزنم و سراغت را از او بگیرم... دوستت دارم امام خوب و مهربانو دوست داشتنی ام! مهدی جان...! . . inbox this is your inbox plz read your very very important massages! you will enjoy... . . . . به عهد خویش وفا کنید! اگر شیعیان ما که خداوند به انها توفیق اطاعت دهد با دالهایی یکپارچه و به دور از دورنگی به عهدی که با ما بسته بودند وفادار می ماندند،از شیرینی و برکت ملاقات با ما محروم نمی شدند و سعادت دیدار ما به انها روی می اورد!دیداری با شناخت حقیقی و معرفت درست نسبت به ما! قسمتی از نامه ی حضرت مهدی ع به یکی از شیعیان. کاری کنید که... کاری نکنید که... هریک از شما باید کاری کند که وی را به محبت و دوستی ما نزدیک می کندو از انچه برای ما خوشایند نیست و ما را اندوهگین می سازد پرهیز نماید! زیرا ظهور ما یکباره و ناگهانی فرا می رسد و در ان هنگام توبه و بازگشت دیگر سودی ندارد. خداوند رشد و هدایت مطلوب را به شما عطا فرماید و به لطف خویش به شما توفیق دهد تا از رحمت های او بهره مند گردید. قسمتی از نامه ی حضرت به یکی از شیعیان به دعای گرم ما دل گرم باشید! دلهای دوستان ما برای دعای ما گرم و مطمین باشد!اگرچه حوادث جانگدازی روی خواهد داد، ولی فرجام کار با لطف خدای منان به نیکی پایان خواهد یافت. تا هنگامیکه مومنان از گناهان پرهیز کنند! قسمتی از نامه ی امام زمان عج به یکی از شیعیان draft it is the time to write for him some massages! write now... . . . . ایا راهی هست که مرا به شما برساند؟ سلام! خوب میدانم که شما همه چیز را درباره ی من می دانید. ای کاش من هم از حال شما باخبر بودم یا حداقل می دانستم کجا هستید ایا راهی هست که من را به شما برساند؟!! کاش همیشه صدایت می زدیم! ای کاش همه مان تو را می شناختیم ای کاش تنها در ندبه ی جمعه ها خلاصه ات نکرده بودیم... و یا... در اسم یک خیابان... کاش نه فقط برای حاجت ...که همیشه تو را صدا میزدیم! می خواهم با شما حرف بزنم! نمی دانم چرا همیشه فکر می کردم حرفهایم با شما باید مهمتر از اینها باشد؟ حرف مهمتری وجود ندارد.مهمتر اینست که با شما حرف بزنم! outbox u can send any massage to him. he will receive all of ur massages! start jast now... . . . . . السلامُ علیک فی اناء لیلک و اطراف نهارک ای غم تو هم زبان بهترین دقایق حیات من! لحظه های هستی من از تو پر شده است. اه! در تمام روز در تمام شب در تمام هفته...در تمام ماه در فضای خانه ...کوچه... راه...در هوا...زمین....درخت...سبزه...اب.... در خطوط درهم کتاب... در دیار نیلگون خواب! اللهم ارنی الطلعه الرشیده و الغره الحمیده ارزویم همه اینست که که ببینم رویت...جان شیرین بسپارم به خم ابرویت مهر من! چند پس پرده نهان خواهی بود؟ روز عشاق شد از هجر سیه چون مویت! به تمنای وصال تو دل خوش باشد...وای اگر طی شود عمر و نبینم رویت! اخر ای نور خدا از افق غیب بر آی...که بود چشم امید همه دلها سویت! خدایا ان قامت رشید و ان پیشانی زیبا را بر من اشکار نما. عزیز علی ان اری الخلق و لا تری و لا اسمع لک حسیسا و لا نجوی در میان ازدحام زایران پای تا سر گوش! شاید از او ناله ای در گیر و دار این همه فریادمانده باشد در فضا هر چند نا مفهوم!...در رواق سرد و ساکت می دویدم در نگاه صدهزار ایینه ی کوچک...شاید از سیمای او در بازتاب جاودان این همه تصویر مانده باشد سایه ای...هرچند نا معلوم! بر من گران است که خلق را ببینم اما تو را نه و نجوایی از تو نشنوم!
واژه ی غیبت بنا به اعتقاد ما ، یعنی حالتی که مردم امامشان را می بینند ، ولی نمی شناسند . « یرونه وَِِ لا یَعرفونه » . این غیبت ، غیبت جسمانی است ، نه غیبت روحانی . نکته ای که شما را به این واقعیت نزدیک تر می کند ، تفاوت ظهور و حضور است . ما به غیبت امام عصر ( عج ) قائل هستیم ، اما نه به این معنی که آن امام را از جامعه و مردم جدا بدانیم ، به طوری که هیچ ارتباطی با مردم نداشته باشند . ما امام را غایب می دانیم ، اما در عین این که حاضر هستند . چگونه غایب و حاضر در کنار هم قرار می گیرند ؟ این به زبان فارسی و ورود لغت های عربی به این زبان برمی گردد . غیبت در برابر ظهور است نه در برابر حضور . اگر این را بفهمیم ، می بینیم که امام به عنوان عَین الله النّاظرَة و اُذُنه السامعة ، چشم و گوش خدا هستند . پس امام حاضرند ، اما ناشناس هستند . ما اعتقاد شیخ احمد احسایی را نداریم که امام را به جابلقا و جابلسا فرستاده ، در آن جا ساکن کرده و برای چنین اعتقادی استدلال تراشیده باشیم . امام عصر ( عج ) به یقین در ایام حج ، در کنار خانه ی خدا هستند و این متن روایات ما است . ما معتقدیم که حتی در غیبت جسمانی ، امام ( عج ) حاضر و ناظر هستند ، فقط نکته در آن است که حضور ایشان ، ظهور آشکار و شناسایی ایشان نیست .
مفضل بن عمرازامام صادق (ع) روايت فرموده كه((آن گاه كه خداوند به حضرت قائم اجازه ي خروج دهد .آن حضرت به منبر رود ، پس مردم را به سوي خويش دعوت كند ، به خداوند سوگندشان دهد وبه حق خويش آنها را بخواند به اين كه بين ايشان و روش رسول خدا (ص) رفتار كند و به كردار آن حضرت عمل كند آن گاه جبرئيل او را مي فرستد تا نزد او بيايد . جبرئيل در حجر اسمائيل به آن حضرت فرود مي آيد ومي گويد:من نخستين كسي هستم كه با تو بيعت مي نمايم . دست خويش را براي بيعت باز كن پس دست به دست آن حضرت مي گذارد و 310 مرد نزد او بيايند وبا او بيعت مي كنند .
گویا این روزها غروب هم درد غربت را به فراموشی سپرده و همه و همه دست به دست داده اند تا معنای غریب غربت را از خاطره ها بزدایند...!
تو سینه ی صد چاک زما خواستی و ما حتی ز فراق تو گریبان ندریدیم! این چه بد عادتی است که در جمع دوستان، دیگری را به تمسخر می گیرم و بی شک دلش می شکنم. ان گاه،ندای یا صاحب الزمان بر می ارم؟ چرا با صدایی بلند بر مادر خود سخن می رانم و انگاه خود را سرباز امام زمان می خوانم؟ ایا او چنین سربازی را به در گاه خویش می پذیرد؟ این چه رسمی است که نگاه خود حفظ نمی کنم،از انچه نهی از دیدنش شده ام، انگاه اشک میریزم که ای پرده نشین! پرده ز رخسار بیفکن؟ گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ورنه رخم ایان است بر او و دل محزونش شده حتی یکبار نماز خویش را با توجه بیشتری بگذارم؟ شده ایا یاد خدا و حضور قلب را با عطر نام و ذکر او در نمازم عجین کنم؟ یا همیشه خویش نیز از صلات خود عقب می افتم؟! شده است ایا برای شادی دل او هم که شده تکانی دهم به خود؟ این سستی را از خویش به در ارم و خویش از این خمودگی؟! حدیث نفس می کنم: تو خود خوب می دانی که او پا به جمع غفلت زدگان نمی نهد! به میهمانی گناه و غیبت نشینان نمی رود! فراموش کرده ای یا خود را به فراموشی زده ای؟ با همین غفلت و در جمع همین غافلان بنشین تا رویش ببینی! زهی خیال باطل! گفتا حجاب وصلت باشد هوای نفست چون نفست شکستی دستت رسد به دستم اما کسی به من نگفت: اگر مشتاق دیدارش هستی به زیارت علی بن موسی الرضا(ع)برو! کس راهنمایی ام نکرد: او شب جمعه چون تو که بر مزار پدر و مادرت می روی به زیارت پدر و مادرش می رود! کسی در گوشم نخواند: تو که این مستحب رها نمی کنی چگونه امام عصر (ع) شبهای جمعه به زیارت جدش ابا عبدالله الحسین(ع)نرود؟ من هیچگاه زحمت سفر برخود هموار نکردم تا از پی یافتنش به حریم ثامن الحجج(ع) روم و چشم به در دوزم، مگر رخش ببینم! در طول عمرت تا به حال چند روز به دنبال امام زمان (ع) دویده ای؟ به این سو و ان سو رفته ای و از این و ان سراغش را گرفته ای؟ اگر محب امام زمان باشی برای او اشک می ریزی، به دنبالش میگردی، از این سو و ان سو، از این عالم و ان متقی سراغش را می گیری و به هر کجا که احتمالش را دهی سر می زنی تا رها رسیدن به او را جویا شوی. پس کدامین ادعا؟ کدامین روز را به حالت اضطراب در پی او به شب رساندم؟ کدامین شب از فراق و دوری اش نتوانستم چشم بر هم نهم؟ کدامین سحر با چشم گریان سراغش را گرفتم و نیافتم اش؟ کس به من نگفت: اگر چنین می کردی پیش از اینها گرما گرم حضورش را درک میکردی! گفت پیغمبر که چون کوبی دری عاقبت زان در برون اید سری انقدر در می زنم این خانه را تا ببینم روی صاحب خانه را
زمستان خسته شد از بی بهاری جهان می لرزد از این بیقراری گمانم جمعه ی دیگر نمانده خدایا تا به کی چشم انتظاری ... « اللهم عجل لولیک الفرج »
رسول اکرم (ص) فرمودند : من مات ولم یعرف امامه مات میته جاهلیه هرکس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است . امام زمان (عج) می فرمایند : انی امان لاهل الارض کما ان النجوم امان لاهل السماء وجود من امان ساکنان زمین است همانگونه که ستارگان امان اهل آسمانند امام زین العابدین (ع) فرمودند : من مات علی مولاتنا فی غیبه قائمنا اعطاء الله اجر الف شهید مثل شهداء بدر و احد هرکس در زمان غیبت قائم ما با ولایت ما از دنیا برود خداوند ثواب هزار شهید همانند شهدای بدر و احد به او عطا خواهد فرمود . رسول اکرم (ص) می فرمایند : المهدی من ولدی تکون له غیبه اذا ظهر یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما مهدی فرزند من است او غیبت طولانی خواهد داشت و زمانی که ظهور می کند زمین را پس از یک دوران ظلم و ستم سراسر عدل و داد خواهد نمود .
|
درباره من![]()
اللهم عجل لولیک الفرج...
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبمرداد 1389تیر 1389 خرداد 1389 دی 1388 آذر 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 پیوندها
چرندیات یک بلاگر
گرفتاری های امام عصر(عج) |